محمد علي حزين لاهيجي

80

فتح السبل ( فارسى )

كردند به گمان اينكه حق و صدق است ، و اگر مىدانستند كه افترا و باطل است ترك مىكردند . و حال چنين بود تا حسن بن على - ع - از دنيا رحلت نمود پس فتنه و بلا به مراتب بالا گرفت ، و هيچ كس از شيعيان نماند كه منتظر قتل نباشد و آوارهء اطراف بلاد نشده باشد تا اينكه بعد از قتل حسين - ع - بليه عظيمى و مصيبت كبرا شد و كار به شدّتى انجاميد كه خدا داند ، و عبد الملك بن مروان والى امر شد و حجاج بن يوسف را حاكم ساخت و به او تقرّب جستند حتى اهل صلاح و دينداران به بغض و عداوت على - ع - و ساير اهل البيت و به موالات اعداى ايشان ، پس بسيار كردند احاديث موضوعه را در مناقب اعداى اهل بيت « 1 » . و همچنين اكثار نمودند در احاديث ذكر معايب و مطاعن در شأن على بن ابى طالب و اولادش تا اينكه مردى « 2 » نزد حجّاج آمده گفت : أيّها الأمير ! اهل من مرا عاق كرده نام من على گذاشتند ، و من فقيرم و به صلهء امير محتاج . پس حجاج خنديده گفت : « چون به وجه لطيف توسّل نمودى ترا فلان منصب دادم . » و ابن عرفه كه مشهور به « نفطويه » و از اكابر محدّثين و اعلام اين طايفه است در تاريخ خود نيز مناسب اين روايت را نقل نموده پس گفته كه اكثر احاديث موضوعهء در فضايل صحابه ، ساخته و پرداختهء ايّام بنى اميّه است كه مردم تقرّب به ايشان جسته وضع كرده‌اند ، و مقصود ايشان رغم انف بنى هاشم بوده » « 3 » . تا اينجا ترجمهء خلاصهء كلام و روايت ابن ابى الحديد بود . و اين اندكى از اخبار كثيره متّفقه و روايات اهل سنّت است كه در كشف حقيقت

--> ( 1 ) . قال الشيخ المحدّث مجد الدين الفيروزآبادى هو صاحب القاموس الشافعى في خاتمهء كتابه الموسوم به سفر السعادة : اشهر المشهورات من الموضوعات : ان اللّه يتجلّى للناس عامّة و لأبي بكر خاصة و حديث : انا و ابى بكر كفرسى رهان ، و حديث ان اللّه لما اختار الارواح ، اختار روح ابى بكر و امثال هذا من المفتريات المعلوم بطلانها [ ببديهة العقل ] . انتهى عبارته . منه رحمة اللّه بخطه . ر . ك : سفر السعادة ، چاپ مكتبة التراث الاسلامى - قاهره ص 149 . ( 2 ) . گفته شده كه وى جد اصمعى ، عبد الملك بن قريب بوده است . ( 3 ) . شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، ج 11 / 44 - 46 .